نقی بیریم مشد

سلام دوستام

عذر میخوام بابت تاخیرخجالت

نوشتنم نمیومد

دوست دارم وقتی مینویسم از ته دلم باشه

جمعه رفته بودیم خونه خانواده همسریابرو

این دفعه نوبت پدر همسری بود که سوژه وبلاگم بشهعینک

به سبب شغلی که پدر  همسری داشته کلی دوست و آشنا از این ور و اونور ایران دارن خصوصا تو مشهد...

تا اینجاش مشکلی نیست

مشکل از اینجا شروع میشه  پدر همسری بنا به خواسته دلش دوست داره با اینا بره و بیاد ....بازم هیچیخنثی

بدیش اینه که میخواد من رو هم قاطی این جمعا بکنه که من اصلا خوشم نمیاد...هیپنوتیزم نه به خاطر اینکه اهل فلان شهرن و غیره

من چند باری که دیدمشون خیلی اذیت شدم و اصلا فرهنگامون با هم سازگار نیستنگران

پارسال اومده بودن تهران  و ده روزی مهمون خانواده شوهر بودن...

به خاطر اینکه برای عروسی دخترشون مادر شوهرم اینا دو روز رفته بودن اونجا خونشون... اینا هم مدیون کسی نمیمونن و جبران میکننسبز

همون پارسال با کلی اصرار عکسای عروسی من رو دیدن... من برای عروسیم آرایش ملایمی داشتم و در عین حال خیلی شیک و قشنگ...دختر اینا یه کلاه گیس بلوند گذاشته بود با ابرو های مشکینیشخند و روی صورتش نقش حنا و.... خیلی وحشتناک شده بود ولی من بهش گفتم مبارکه انشالله خوشبخت بشین با اینکه اصلا نمیپسندیدم ولی رسم ادب ندونستم که چیزی بگم ولی اونا تا عکسای من رو دیدن چون باب سلیقه شون نبود ذرت و پرت کردن و هی ایراد میگرفتن و...

دیگه خولاصه شما داشته باشید که چه رابطه ای بین ماستبازنده

حالا پدر شوهر نشسته وسط هال سررسیدشو وا کرده با عینک و دقت نگاه میکنه ببینه که کی اربعینه همگی بریم خونه ی آشنای مذکورکلافه

من با قاطعیت گفتم نمیام... البته قبل از من مادر شوهر داشت غر میزد که من نمیام خونه اونا... ولی تا دیدن من گفتم نه. دیگه هیچکس مخالفت نکردعصبانی

گفتم" من اگه برم مسافرت میرم هتل نه خونه مردم" و اصلا هم دوست ندارم شب خونه کسی بمونم.. و نه دوست دارم کسی بیاد خونمون شب بمونه(تازه اونم اونااااا)ابله

کلی با اعصابم بازی شد اه اه اه خدا بده یه ذره فرهنگ

ولی باز با پررویی میگفت میریمسبز

منم دلم رو با امام رضا صاف کردم گفتم ای امام عزیز اگه منو طلبیدی که مهمونت باشم با عزت بطلب نذار بیام اونجا بدبختی بکشمچشمک

تازه اونایی که میگم هیچ اعتقاد خاصی به امام رضا ندارن و افتخار میکردن که چند ساله حرم نرفتن

من نمیدونم آخه خونه اونا رفتن دارهسوال

دوستام راهنمایی میخوام اگر شما جای من بودید چکار میکردید و تو این موقعیت چی میگفتید؟ 

/ 6 نظر / 10 بازدید
داستان روز

چون دوست دشمنی کرد دیگر چه می توان گفت[متفکر]

بانو

یعنی واقعا مشهد زندگی می کنن و چند ساله حرم نرفتن!!!!!... آخه مگه می شه... [تعجب] یعنی هیچ وقت دلشون نگرفته..

صبا

سلام عزیزم .. در مورد اونا نمیدونم نرفتن حرم افتخار نداره . لیاقت می خواد عزیزم آقا باید بطلبه حالا اونجا باشی و نری کم سعادتی از خودشونه وای من چقدر دلم هوای اونجا رو کرده کاش بطلبه و وااقعا اعتقاد دارم و برام پیش اومده . خوش به سعادتت که امام رضا طلبیدت می تونی بری اما خیلی باهاشون قاطی نشی که بخودشون اجازه بدن دخالت کنن و فرصتی رو که اونجایی بری جاهای دیدنی و زیارت و سرت گرم بشه دیگه خیلی این فرصت و پیدا نکنن حرف الکی بزنن یا اینکه بری اما بگی ما میریم هتل اونجوری راحت تریم یه ناهار یا شام مزاحمتون میشیم یا اگه واقعا دلت نیست نری یه فرصت مناسب تر انشاالله بری . اینم نظرهای یه دختر بی تجربه [نیشخند] در کل منم سادگی رو می پسندم نه آرایش های غلیظ و زننده [لبخند] صورت که بوم نقاشی نیست [نیشخند] اختلاف نظر اختلاف فرهنگی مهم نیست توی روابط ما آدمها به نظر من مهم اینه دو دوست یا حالا دو آشنا در عین اختلاف فرهنگی دارن به هم احترام بذارن نه اینکه همدیگه رو مسخره کنن .[گل]

گیسو خانوم

منم از اینکه شب خونه کسی بخوابم متنفرم! از اول هم به همسری گفتم این موضوع رو. به نظر من که قبول نکن به همسرت بگو من راحت نیستم خونه مردم. بریم هتل

فیونا بانو

درموردسلیقه بایدبگم که توشهرای دیگه کمی متفاوته دیگه.جاری منم مال همونجاست.خودش آرایشگره.درمواقع عادیش باآرایش عروس میره بیرون. آرایش عروسی منم ساده بود.این جاری خانوم هم همش ایرادمیگرفت.جالبه که یه عکس منوبه عنوان نمونه کارخودش زده تو سالنش.یه دفعه هم رفتیم اونجا منو مدلش کردوبردعکاسی.برای نمونه کار.کلی خداروشکرکردم که عروسی خودموبهش نسپرده بودم....بیخیال.هرکاری کنی به چشمشون خوب نمیادحتی دکورخونه و...چون سلیقه شون متفاوته. به نظرمنم یانرید.یاهمون محترمانه وشیک و اقامت درهتل

فیونابانو

درموردسلیقه بایدبگم که توشهرای دیگه کمی متفاوته دیگه.جاری منم مال همونجاست.خودش آرایشگره.درمواقع عادیش باآرایش عروس میره بیرون. آرایش عروسی منم ساده بود.این جاری خانوم هم همش ایرادمیگرفت.جالبه که یه عکس منوبه عنوان نمونه کارخودش زده تو سالنش.یه دفعه هم رفتیم اونجا منو مدلش کردوبردعکاسی.برای نمونه کار.کلی خداروشکرکردم که عروسی خودموبهش نسپرده بودم....بیخیال.هرکاری کنی به چشمشون خوب نمیادحتی دکورخونه و...چون سلیقه شون متفاوته. به نظرمنم یانرید.یاهمون محترمانه وشیک و اقامت درهتل