مینا:(

سلام دوستای خوبم

امروز صبح جوجه کوچولوم مینا مرد اونم تو دستای خودمناراحت

اونقدر از صبح گریه کردمگریه

 تو پارک کنار خونمون خاکش کردم

هنوز هیچی نشده دلم براش تنگ تنگ شده

طاقت دیدن قفس خالیش رو ندارم هر چیزی من رو یاد شیطونیاش میندازه

با اینکه یه پرنده کوچولو بود ولی از اعضای خونواده مون شده بوددل شکسته

خیلی سخته خیلی

/ 5 نظر / 10 بازدید
بانو

آخی ... تسلیت می گم...

فیونابانو

شوخی نکن ...آآآآخی چقدرناراحتش شدم.چرا به خاطر همون مریضی قبلی اینجوری شد؟؟؟؟

مژگان

آخی....طفلکی. من دوست ندارم حیوون خونگی واسه همین چیزاش

صبا

آخی من هر از گاهی میومدم سر می زدم عکسش رو ببینم [ناراحت] درکت می کنم آخه منم حیوون ها رو خیلی دوست دارم [ناراحت]