سلام عزیزای من

خوبم

این روزا برنامه کارهام خیلی به هم فشرده شده و تقریبا از صبح که بیدار میشم تا لحظه خوابیدن مشغولم

البته کمی از دنیای مجازی حالم گرفته شد اونم پر کشیدن انار کوچولو بود

نمیدونم چرا ولی اونقدر روم تاثیر گذاشت که تا چند روز اصلا دست و دلم به باز کردن لپ تاپ نمیرفت... همیشه این چیزها در روح و روانم خیلی تاثیر میذاره و فکرم رو مشغول میکنه

دوست نداشتم اون حس رو به دوستام منتقل کنم

دوباره دارم خودم رو بازیابی میکنم...خصوصا باخوندن وب دوستام که بهم احساس مثبتی میده

منم قول میدم از این به بعد حس های خوبم رو بنویسم و منم به شما انرژی مثبت بدم

از اینکه به یادم هستید و سراغم رو گرفتید یک دنیا ممنونم 

/ 3 نظر / 12 بازدید
بانو

انار کوچولو کی بود؟... نمی شناختم.... خدا رحمتش کنه... [ناراحت]

شیما

سلام هانا جون امیدوارم که خوب باشی از وب لاگ بانو جون باهاتون آشنا شدم لینکتون کردم وب جالبی داری خوشحال میشم بهم سر بزنی و اگه دوست داشتی رمز بدی راستی این انار کوچولو کی بوده ؟

فیونابانو

آره منم وقتی خبروخوندمو عکس نازوتپلیش و دیدم دیوونه شدم .خیلی ناراحتم مخصوصابرای خانوادش.یادش میافتم خیلی غصه میخورم که چقدرمعصومانه وباسختی رفته